تبلیغ کجا بروم؟!

۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

نویسنده: مرتضی رحیمی

چند روزی هست که مشغول جمع آوری مطالب، کتابها و نرم افزارهای مورد نیاز برای تبلیغ در ماه مبارک رمضان هستم و این موضوع همه فکرم را به خود مشغول کرده، همان کاری که از ایام تبلیغی قبل تا رسیدن ایام تبلیغی بعد انجام می دهم .

یعنی فکر می کنم و موضوع یادداشت می کنم و محتوای مورد نیاز را آماده می کنم تا بتوانم تبلیغ خوبی داشته باشم و مخاطبین خودم را راضی نگه داشته باشم و مطالب مفید برای دنیا و آخرتشان را به آنها انتقال دهم و وظیفه دینی و شرعی و سازمانی خود را به نحو احسن انجام دهم.

دغدغه من و اکثر دوستانم که وظیفه اصلی خود را در انجام این ماموریت الهی می دانند جمع آوری اطلاعات، مطالعه کتابهای مختلف و روایات زیبا و ناب و اشعار و روضه های خوب و مفید است، تا از این تکلیف الهی سر بلند بیرون بیاییم.

در همین گیر و دار سوالی نظرم را به خود جلب کرد “راستی من این مطالب زیبا ومفید وکاربردی را برای چه کسانی می خواهم بگویم؟ چه کسانی می خواهند به سخنان من گوش دهند؟

بله؛ یک منبر خوب با صدایی زیبا و قراء و با تمام ویژگی هایی که باید داشته باشد، چه کسانی می خواهند به آنها گوش دهند؟ چه کسانی می خواهند پای منبرهایم بنشینند؟”

مخاطب شناسی یکی از اصول اولیه در دانش جامعه شناسی و روانشناسی تبلیغ می باشد و حتی در علوم بلاغی نیز توصیه اولیه شناخت مخاطبین وسخن گفتن براساس مقتضای حال آنها است.

لذا توجه به ویژگیهای مختلف مخاطبین و رساندن مطالب مفید به حال آنها قابل توجه ومهم است اما نکته ای که می خواهم در این نوشته به آن اشاره کنم دسته بندی مخاطب وشناخت آنها و رساندن پیام مورد نیاز به آنها نیست بلکه نکته اصلی این است ” کدام مخاطب ؟ ” ” مخاطب کجاست؟”

” گوشهایی که نیاز به شنیدن مطالب من دارند کجا هستند؟”

سوال دیگر؛ ” چه کسانی در محرم و ماه مبارک رمضان و ایام شهادات و ولادات اهل بیت  پای منبرهایمان می نشینند ؟”

برای همه مخاطبین از جمله مسجدی های ثابت وهمیشگی و دوستدار قران و اهل بیت باید برنامه داشت تا از محتوای منابراستفاده کنند اما در این بین هستند افرادی که زمینه لازم برای شنیدن حقایق دینی برای آنها فراهم نشده یا اینکه تنها نیاز به یک تلنگر یا اشاره برای هدایت دارند! ومنتظر فردی برای پرسیدن راه و مسیر هستند!

آیا مبلغ نسبت به کسانی که خود را محروم از شنیدن کرده اند وظیفه ای ندارد؟ آیا مبلغ نسبت به کسانی که می خواهند زندگی خوب و بر پایه ی دین داشته باشند ولی نمی دانند چگونه و نشنیده اند وظیفه ای ندارد ؟

آیا برای هدایت حتی گمراهان و رساندن دین به آنها نباید برنامه ای داشت؟ آیا برای پاک کردن دنیایی که قرار بر مزرعه بودنش برای اعمال مومنان است نباید اقدامی کرد؟ و به این بهانه و با این استدلال که در ” شأن” ما نیست می توان این وظیفه را پشت گوش انداخت؟

در جهانی که همه نوع ابزار گمراهی وغفلت زا وجود دارد و ابلیس همه امکانات خود را به کار بسته تا مردم به سمت خدا نروند و همه نوع وسایل لذت جویانه را تولید و در اختیار مرم قرار می دهد و گوشها را از شنیدن حقایق می بندند و در حال شنواندن ناشنیدنی هاست، نباید به دنبال جذب گوشها و جلب قلبها  و دعوت دلها به سمت خدا باشیم؟

آیا نباید طبیبی دوار به طبّمان باشیم و دنبال تحقق ” الذین یبلّغون رسالات الله و.. ” باشیم و برسانیم  رسالات الهی را به گوشها و به جانها.

واین بود یکی از دلایلی که ساحل را برای تبلیغ انتخاب کردم.

لازم به ذکر است غافل شدن از بایدهای حضور تبلیغی پیامدهای مخربی برای دنیا و آخرت مبلغ دارد که توجه ویژه مبلغین عرصه های خاص را می طلبد.